🔸محیی الدین ابن عربی در فتوحات آورده است:
التوکل (هو) اعتماد القلب على الله تعالى، مع عدم الاضطراب عند فقد الأسباب الموضوعة فی العالم، التی من شأن النفوس أن ترکن إلیها، فان اضطرب (الإنسان ثمة) فلیس بمتوکل.
📗الفتوحات المکیة، ج14، ص: 152
🔹 یعنی: توکّل آن است که دل بر خداوند متعال تکیه کند، همراه با اینکه هنگام از دست رفتن اسباب و عوامل ظاهریِ موجود در عالم ـ که طبیعت نفوس انسانی اقتضا دارد به آنها تکیه کنند ـ دچار اضطراب و آشفتگی نشود؛ پس اگر انسان در چنین وضعی مضطرب گردد، متوکّل نیست.
🔸شرح: این تعریف از توکّل، نگاهی عمیق به این فضیلت اخلاقی ارائه میدهد؛ بدین معنا که توکّل صرفاً یک باور ذهنی یا گفتار زبانی نیست، بلکه حالت استقرار قلب در اعتماد به خداوند است، بهگونهای که حتی در هنگام زوال اسباب و فروپاشی تکیهگاههای ظاهری ـ که طبع و سرشت نفوس انسانی اقتضا دارد به آنها میل و رُکون پیدا کنند ـ دل دچار اضطراب و تزلزل نمیشود. از این منظر، ملاک صدق توکّل نه در شرایط عادی و وفور امکانات، بلکه دقیقاً در لحظهی بحران و فقدان اسباب آشکار میگردد؛ زیرا اگر انسان در چنین وضعی مضطرب شود، روشن میشود که اتکای حقیقی او نه بر خداوند، بلکه بر نظام اسباب بوده است، و این همان مرز دقیق میان توکّل حقیقی و توکّل وهمی یا زبانی است.
به بیان ساده تر: معیار صدق توکل، نه در زمان وجود اسباب، بلکه دقیقاً در لحظه فروپاشی اسباب آشکار میشود: تا وقتی اسباب هست، همه به ظاهر «متوکّل»اند؛ اما وقتی اسباب قطع میشود: اگر دل آرام ماند، توکل واقعی است؛ اگر دل مضطرب شد، معلوم میشود تکیهی حقیقی بر اسباب بوده، نه بر خداوند.
دیدگاهها
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است.