ترجمه و شرح کوتاه مناجات شعبانیه

ترجمه و شرح کوتاه مناجات شعبانیه

 

💚 مناجات شعبانیه / 1 

این مناجاتی است که امیر المؤمنین علیّ بن ابی طالب و ائمّه طاهرین (علیهم السّلام) در ماه شعبان، قرائت میکردند. 
این مناجات از شیواترین دعاها و دلنشین‌ترین اسرار عرفانی است. 

🔹متن: اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاسْمَعْ دُعائِى إِذا دَعَوْتُکَ، وَاسْمَعْ نِدائِى إِذا نادَیْتُکَ، وَأَقْبِلْ عَلَىَّ إِذا ناجَیْتُکَ، فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ، وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ مُسْتَکِیناً لَکَ، مُتَضَرِّعاً إِلَیْکَ، راجِیاً لِما لَدَیْکَ ثَوابِى، وَتَعْلَمُ مَا فِى نَفْسِى، وَتَخْبُرُ حاجَتِى، وَتَعْرِفُ ضَمِیرِى، وَلَا یَخْفىٰ عَلَیْکَ أَمْرُ مُنْقَلَبِى وَمَثْواىَ، وَما أُرِیدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِى، وَأَتَفَوَّهُ بِهِ مِنْ طَلِبَتِى، وَأَرْجُوهُ لِعاقِبَتِى، وَقَدْ جَرَتْ مَقادِیرُکَ عَلَىَّ یَا سَیِّدِى فِیما یَکُونُ مِنِّى إِلىٰ آخِرِ عُمْرِى مِنْ سَرِیرَتِى وَعَلانِیَتِى وَبِیَدِکَ لَابِیَدِ غَیْرِکَ زِیادَتِى وَنَقْصِى وَنَفْعِى وَضَرِّى...

🔸ترجمه: 
خدایا، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و دعایم را بشنو آن‌گاه که تو را می‌خوانم؛ و ندایم را بشنو هنگامی که تو را صدا می‌زنم؛ و به من توجّه فرما آن‌گاه که با تو نجوا می‌کنم.

من به سوی تو گریخته‌ام، و در پیشگاهت ایستاده‌ام؛ فروتن و درمانده در برابر تو، و با زاری رو به سوی تو آورده‌ام، در حالی که به پاداشی که نزد توست امید بسته‌ام.

تو از آنچه در دل من است آگاهی، حاجتم را می‌دانی، و راز درونم را می‌شناسی؛ بازگشت و جایگاه اقامتم بر تو پوشیده نیست، و آنچه می‌خواهم بر زبان آورم، و آنچه در خواستن خویش بر زبان می‌رانم، و آنچه را که برای سرانجامم امید دارم، همه نزد تو روشن است.

ای سرور من، آنچه را که برای من مقدّر کرده‌ای، در تمام آنچه تا پایان عمر از من سر می‌زند، چه در نهان و چه در آشکار، جاری ساخته‌ای؛ و فزونی و کاستی من، و سود و زیانم، تنها به دست توست، نه به دست هیچ‌کس جز تو...

🔸شرح کوتاه: 
این دعا تصویر انسانی را نشان می‌دهد که با تمام وجود از تکیه‌گاه‌های ظاهری بریده و با قلبی فروتن به خداوند پناه آورده است. دعا‌کننده می‌داند که خدا نه‌تنها سخن او، بلکه نیت‌ها، ترس‌ها و امیدهای پنهانش را نیز می‌شناسد؛ پس نیازی به توضیح و توجیه نمی‌بیند. آرامش او از اینجاست که باور دارد همهٔ مسیر زندگی‌اش، از سود و زیان تا پیشرفت و عقب‌ماندگی، در دست خدایی است که آگاه و مهربان است. این فهم، دعا را از صرف گفتن کلمات فراتر می‌برد و آن را به اعتماد، تسلیم و آرامشی عمیق تبدیل می‌کند.

 

💚 مناجات شعبانیه / 2

🔸إِلٰهِى إِنْ حَرَمْتَنِى فَمَنْ ذَا الَّذِى یَرْزُقُنِى ؟ وَ إِنْ خَذَلْتَنِى فَمَنْ ذَا الَّذِى یَنْصُرُنِى؛ إِلٰهِى أَعُوذُ بِکَ مِنْ غَضَبِکَ وَحُلُولِ سَخَطِکَ . إِلٰهِى إِنْ کُنْتُ غَیْرَ مُسْتَأْهِلٍ لِرَحْمَتِکَ فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَىَّ بِفَضْلِ سَعَتِکَ . إِلٰهِى کَأَنِّى بِنَفْسِى واقِفَةٌ بَیْنَ یَدَیْکَ وَقَدْ أَظَلَّها حُسْنُ تَوَکُّلِى عَلَیْکَ فَقُلْتَ مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَتَغَمَّدْتَنِى بِعَفْوِکَ

🔹ترجمه
معبودم، اگر مرا محروم کنی، چه کسی است که روزی‌ام دهد؟
و اگر مرا واگذاری و یاری‌ام نکنی، چه کسی است که مرا یاری کند؟
معبودم، به تو پناه می‌برم از خشمت و از فرود آمدن ناخشنودی‌ات

معبودم، اگر شایستهٔ رحمت تو نباشم، تو سزاواری که از گسترهٔ فضل و بخششت بر من عطا کنی
معبودم، گویی خود را می‌بینم که در پیشگاه تو ایستاده‌ام، در حالی که نیکوییِ توکّل و اعتمادم به تو بر من سایه افکنده است؛ 
پس تو با من آن می‌کنی که شایستهٔ ذات توست، و مرا در عفو و بخشش خود فرو می‌گیری و می‌پوشانی

🔸شرح کوتاه
این قسمت دعا، نهایت فقر و وابستگی انسان را در برابر خداوندی که معبود است آشکار می‌کند: هیچ روزی‌دهنده، یاور و پناهی جز او وجود ندارد. دعا کننده اعتراف می‌کند که ممکن است خود شایستهٔ رحمت نباشد، اما امیدش را بر شایستگی خدا برای بخشش بنا می‌کند، نه بر لیاقت خویش. او با تکیه بر توکّل، خود را در پیشگاه الهی می‌بیند و مطمئن است که خدا با بندگانش نه بر اساس کمبودهای آنان، بلکه بر پایهٔ کرم، عفو و بزرگواری خود رفتار می‌کند. این نگاه، ترس را به امید و اضطراب را به آرامش بدل می‌سازد.

به بیان دیگر، در این قسمت، انسان با زبانی بسیار صادقانه اعتراف می‌کند که اگر خدا او را به حال خود رها کند، هیچ پناه و تکیه‌گاهی برایش باقی نمی‌ماند؛ نه روزی‌دهنده‌ای دارد و نه یاوری. از همین رو با ترس و امید هم‌زمان، به خداوند پناه می‌برد تا از خشم و ناخشنودی او در امان بماند. سپس با فروتنی می‌گوید که شاید خودش شایستهٔ رحمت الهی نباشد، اما امیدش به بزرگواری و بخشندگی خداست، نه به لیاقت خود. در پایان، خود را در پیشگاه خدا می‌بیند که تنها سرمایه‌اش اعتماد به اوست و از خداوند می‌خواهد نه بر اساس کمبودهای بنده، بلکه بر پایهٔ کرم، عفو و شایستگی خود با او رفتار کند.

 

💚 مناجات شعبانیه / 3

🔸 إِلٰهِى إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلىٰ مِنْکَ بِذٰلِکَ ؟ وَ إِنْ کانَ قَدْ دَنا أَجَلِى وَلَمْ یُدْنِنِى مِنْکَ عَمَلِى فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرارَ بِالذَّنْبِ إِلَیْکَ وَسِیلَتِى . إِلٰهِى قَدْ جُرْتُ عَلىٰ نَفْسِى فِى النَّظَرِ لَها فَلَهَا الْوَیْلُ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَها . إِلٰهِى لَمْ یَزَلْ بِرُّکَ عَلَىَّ أَیَّامَ حَیاتِى فَلا تَقْطَعْ بِرَّکَ عَنِّى فِى مَماتِى


🔹ترجمه
معبود من، اگر ببخشی، چه کسی از تو سزاوارتر به بخشش است؟
و اگر مرگم نزدیک شده باشد و کردارم مرا به تو نزدیک نکرده باشد، پس من اعتراف به گناهم را وسیلهٔ خود به سوی تو قرار داده‌ام.
معبود من، من در داوری دربارهٔ خودم به خویشتن ستم کرده‌ام؛ پس وای بر من اگر مرا نیامرزی.
معبود من، نیکی و مهربانی تو در همهٔ روزهای زندگی‌ام پیوسته با من بوده است؛ پس نیکی‌ات را در [هنگام] مرگم از من دریغ مکن.

🔸 شرح کوتاه
در این قسمت دعا، انسان با نهایت صداقت می‌پذیرد که سرمایه‌ای برای عرضه به خداوند ندارد؛ نه عملش او را به او نزدیک کرده و نه عمری بی‌خطا داشته است. با این حال، امیدش به لطف خداوند را از دست نمی‌دهد، چون می‌داند اگر قرار بر بخشش باشد، هیچ‌کس شایسته‌تر از خداوند نیست. او اعتراف به گناه را آخرین راهِ تقرّب می‌داند و صریحاً می‌گوید که به خودش ظلم کرده و اگر خداوند مهربان او را نیامرزد، هیچ پناهی ندارد. 
در پایان، با یادآوری مهربانی‌های همیشگی خداوند در طول زندگی، از او می‌خواهد همان لطف را در لحظهٔ مرگ و بعد از مرگ نیز از او دریغ نکند؛ لحظه‌ای که انسان بیش از هر زمان دیگر محتاج رحمت الهی است.

 

💚 مناجات شعبانیه / 4

🔸 إِلٰهِى کَیفَ آیَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِکَ لِى بَعْدَ مَماتِى وَأَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِى إِلّا الْجَمِیلَ فِى حَیَاتِى؛ إِلٰهِى تَوَلَّ مِنْ أَمْرِى مَا أَنْتَ أَهْلُهُ، وَعُدْ عَلَىَّ بِفَضْلِکَ عَلىٰ مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ. إِلٰهِى قَدْ سَتَرْتَ عَلَىَّ ذُنُوباً فِى الدُّنْیا وَأَنَا أَحْوَجُ إِلىٰ سَتْرِها عَلَىَّ مِنْکَ فِى الْأُخْرىٰ


🔹ترجمه
معبودم! چگونه پس از مرگم از نگاهِ نیکوی تو نسبت به خودم ناامید شوم، در حالی که در سراسر زندگی‌ام جز نیکی با من رفتار نکرده‌ای؟
معبودم! کار مرا خودت به عهده بگیر، آن‌گونه که شایسته توست، و با فضل و احسانت به سوی من بازگرد؛ به سوی گناهکاری که نادانی‌اش سراسر وجودش را فرا گرفته است.
معبودم! در دنیا گناهانی را بر من پوشاندی، و من در آخرت از هر زمان دیگر، به پوشاندن آن‌ها از سوی تو نیازمندترم.

🔸 شرح کوتاه
در این قسمت دعا، انسان گذشته‌ زندگی‌اش را شاهدی بر آینده قرار می‌دهد؛ می‌گوید خدایی که در دنیا مرا رها نکرد و همواره با لطف، صبر و پوشاندن عیب‌هایم با من رفتار کرد، چرا باید پس از مرگ ناگهان چهره‌ای دیگر نشان دهد؟ از همین رو، امیدش نه به اعمال اندک و ناقص خود، بلکه به ثبات و وسعت رحمت الهی است. انسان با فروتنی اعتراف می‌کند که گناه کرده و نادانی سراسر وجودش را گرفته، اما درست در همین نقطه، دست نیاز به سوی فضل خداوند دراز می‌کند؛ فضلی که همیشه پیش از شایستگی بنده آمده است. پایان این قسمت دعا، التماسی عمیق است برای استمرار همان پرده‌پوشی الهی در آخرت؛ زیرا اگر انسان در دنیا به ستر و پوشش خدا محتاج است، در قیامت که همه چیز آشکار می‌شود، این نیاز به اوج خود می‌رسد.

 

💚 مناجات شعبانیه / 5

🔸إِلٰهِى قَدْ أَحْسَنْتَ إِلَىَّ إِذْ لَمْ تُظْهِرْها لِأَحَدٍ مِنْ عِبادِکَ الصَّالِحِینَ فَلا تَفْضَحْنِى یَوْمَ الْقِیامَةِ عَلىٰ رُؤُوسِ الْأَشْهادِ . إِلٰهِى جُودُکَ بَسَطَ أَمَلِى، وَعَفْوُکَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِى . إِلٰهِى فَسُرَّنِى بِلِقائِکَ یَوْمَ تَقْضِى فِیهِ بَیْنَ عِبادِکَ . إِلٰهِى اعْتِذارِى إِلَیْکَ اعْتِذارُ مَنْ لَمْ یَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ فَاقْبَلْ عُذْرِى یَا أَکْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَیْهِ الْمُسِیئُونَ

🔹ترجمه
معبودم! به من نیکی کردی، آنگاه که آن‌ها (گناهانم) را برای هیچ‌یک از بندگان شایسته‌ات آشکار نساختی؛
پس مرا در روز قیامت، در برابر دیدگان همه گواهان، رسوا مکن.

معبودم! بخششِ تو امید مرا گسترش داده، و عفوِ تو از عمل من برتر و شایسته‌تر است.

معبودم! مرا به دیدار خود شادمان کن، در آن روزی که میان بندگانت داوری می‌کنی.

معبودم! پوزش‌خواهیِ من به درگاهت، پوزش کسی است که از پذیرفته‌شدن عذرش بی‌نیاز نیست؛ پس عذر مرا بپذیر، ای کریم‌ترینِ کسی که خطاکاران به سوی او عذر می‌آورند.

🔸شرح کوتاه 
در این فراز، انسان با یادآوری یک نعمت بزرگ الهی سخن می‌گوید؛ این‌که خدا در دنیا گناهان او را پنهان کرده و آبرویش را حفظ نموده است. سپس با همان منطقِ محبت‌آمیز درخواست می‌کند که این ستر و پرده‌پوشی، در قیامت هم ادامه یابد و به رسوایی در برابر همگان تبدیل نشود. بنده اعتراف می‌کند که سرمایه‌اش برای نجات، عمل خودش نیست؛ بلکه امیدش به جود و عفو خداست که بسیار بزرگ‌تر از اعمال ناقص اوست. او از خداوند می‌خواهد روز حساب را برایش به روز شادی بدل کند، نه ترس و شرمساری. در پایان، با نهایت فروتنی می‌گوید: من کسی نیستم که از پذیرش عذر بی‌نیاز باشم؛ تمام امیدم به کرم توست، تویی که مهربان‌ترین پناهِ خطاکارانی.

🔹شرح عرفانی
در این قسمت دعا، سالک نخست به ستر الهی تکیه می‌کند؛ پنهان‌داشتن گناه در دنیا را نه صرفاً پوشاندن ظاهری، بلکه نشانه‌ای از عنایت باطنی حق تعالی می‌بیند؛ گویی خداوند پیشاپیش آبروی بنده را خریده است. از همین تجربه‌ ستر، جرأت دعا در قیامت زاده می‌شود. سپس به کرم الهی می‌رسد؛ جایی که امید دیگر بر عمل استوار نیست، بلکه بر جود و عفو بی‌حدّ حق تعالی تکیه دارد؛ کرمی که ذاتاً پیش‌دست است و منتظر استحقاق نمی‌ماند. و در نهایت، افق دعا به لقاء الله و فناء گشوده می‌شود؛ نه لقای ترس‌آلودِ محاسبه، بلکه دیداری آرام‌بخش در پرتو عفو، جایی که داوری به شادمانی بدل می‌شود. در این نگاه عرفانی، قیامت نه صحنه‌ رسوایی، بلکه مجال ظهور ستر و کرم در قالب لقاء است.

 

💚 مناجات شعبانیه / 6

🔸إِلٰهِى لَاتَرُدَّ حاجَتِى، وَلَا تُخَیِّبْ طَمَعِى، وَلَا تَقْطَعْ مِنْکَ رَجائِى وَأَمَلِى . إِلٰهِى لَوْ أَرَدْتَ هَوانِى لَمْ تَهْدِنِى، وَلَوْ أَرَدْتَ فَضِیحَتِى لَمْ تُعافِنِى . إِلٰهِى مَا أَظُنُّکَ تَرُدُّنِى فِى حاجَةٍ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمْرِى فِى طَلَبِها مِنْکَ . إِلٰهِى فَلَکَ الْحَمْدُ أَبَداً أَبَداً دائِماً سَرْمَداً یَزِیدُ وَلَا یَبِیدُ کَما تُحِبُّ وَتَرْضىٰ 

🔹ترجمه
معبودم! حاجتم را برمگردان، و تمایل قلبی‌ام را نومید مساز، و رشته‌ امید و آرزویم را از سوی خودت مگسل.
معبودم! اگر خواریِ مرا می‌خواستی، هرگز هدایتم نمی‌کردی؛ و اگر رسوایی‌ام را اراده کرده بودی، مرا عافیت و پوشیدگی نمی‌بخشیدی.
معبودم! گمان نمی‌برم که مرا در حاجتی که عمرم را در طلب آن از تو سپری کرده‌ام، از درگاهت بازگردانی.
معبودم! پس تو را سپاس باد؛ سپاسی همیشگی و جاودانه، پیوسته و ابدی، سپاسی که فزونی گیرد و هرگز نابود نشود، آن‌گونه که تو دوست می‌داری و بدان خشنود می‌شوی.

🔸شرح کوتاه
در این قسمت مناجات، انسان با خدا بسیار صمیمی و امیدوارانه سخن می‌گوید. از او می‌خواهد حاجتش را رد نکند و تمایل درونی اش را ناامید نسازد. بعد، به نشانه‌هایی از لطف گذشته‌ خدا اشاره می‌کند و می‌گوید اگر خدا می‌خواست او را خوار یا رسوا کند، اصلاً هدایتش نمی‌کرد و به او عافیت نمی‌داد. همین نعمت‌های پیشین، دلیل امید او به اجابت دعاست. سپس با اطمینان می‌گوید: خدایا، من باور ندارم تو کسی را که یک عمر درِ خانه‌ات را زده، دست خالی برگردانی. و در پایان، حتی پیش از گرفتن حاجت، خدا را با سپاسی بی‌پایان ستایش می‌کند؛ سپاسی که از سرِ محبت است، نه معامله.

🔹شرح عرفانی
در این فراز، سالک بر امید مبتنی بر سابقه‌ لطف تکیه دارد، نه بر شایستگی خویش. هدایت و عافیت، در نگاه عرفانی، نشانه‌ اراده‌ کرامت از کریم است. خداوند بنده‌ای را که قصد خوار کردنش را دارد، اصلاً به مسیر هدایت وارد نمی‌کند. بنابراین، امید سالک ریشه در کشف محبت سابق دارد. سپاس پایانی نیز سپاسِ پس از عطا نیست، بلکه سپاس اهل یقین است؛ کسی که خود را در مدار لطف می‌بیند و همین دیدن، برایش نعمت است.

 

💚 مناجات شعبانیه / 7

🔸 إِلٰهِى إِنْ أَخَذْتَنِى بِجُرْمِى أَخَذْتُکَ بِعَفْوِکَ، وَ إِنْ أَخَذْتَنِى بِذُنُوبِى أَخَذْتُکَ بِمَغْفِرَتِکَ، وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِى النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَها أَنِّى أُحِبُّکَ . إِلٰهِى إِنْ کانَ صَغُرَ فِى جَنْبِ طاعَتِکَ عَمَلِى فَقَدْ کَبُرَ فِى جَنْبِ رَجائِکَ أَمَلِى

🔹ترجمه
معبودم! اگر مرا به سبب جرمم مؤاخذه کنی، من به عفوت تمسّک می‌جویم؛ و اگر به گناهانم بازخواستم کنی، من به آمرزشت پناه می‌آورم؛ و اگر مرا وارد آتش کنی، اهل آن را آگاه می‌کنم که من تو را دوست دارم.
معبودم! اگر عملم در برابر طاعت تو اندک و ناچیز است، امیدم در برابر رحمت تو بزرگ و فراخ است.

🔸شرح کوتاه
در این فراز، بنده با نهایت امید با خداوند سخن می‌گوید. می‌گوید اگر به خاطر خطاهایم مرا بازخواست کنی، من هم به بخشش تو چنگ می‌زنم؛ یعنی حتی در برابر عدالتت، به رحمتت پناه می‌آورم. سپس سخنی بسیار تکان‌دهنده می‌گوید: اگر هم به دوزخ بروم، باز هم دست از محبتت برنمی‌دارم و در همان‌جا اعلام می‌کنم که دوستت دارم. این نشان می‌دهد رابطه‌ او با خداوند صرفاً رابطه‌ ترس از عذاب نیست، بلکه رابطه‌ عاشقانه است. در پایان هم می‌گوید: درست است که عملم کم و ناچیز است، اما امیدم به تو زیاد است؛ یعنی سرمایه‌ام عمل نیست، بلکه امید به رحمت توست.


🔹شرح عرفانی
در اینجا سالک از مقام معامله عبور کرده و به مقام محبت رسیده است. در منطق معامله، بنده به عمل خود تکیه می‌کند؛ اما در این مقام، حتی اگر عدالت الهی ظاهر شود، سالک به صفت رحمت تمسک می‌کند. تعبیر «أخذتک بعفوک» اشاره به تمسک به اسماء رحمت در برابر ظهور اسماء قهر دارد؛ یعنی سالک می‌داند که حقیقت الهی واحد است، اما تجلیاتش متفاوت است، پس به تجلی رحمت چنگ می‌زند.
و اوج سخن در این جمله است: «اگر مرا به آتش ببری، اهلش را خبر می‌کنم که دوستت دارم.» این بیان محبت غیرمشروط است؛ محبتی که نه به بهشت وابسته است و نه به جهنم. این همان عشق خالص است که در آن، محبتْ مستقل از پاداش و کیفر می‌شود.
در پایان، نشان می‌دهد که سالک از اتکای به خود و عمل خود عبور کرده و تمام سرمایه‌اش را امید به رحمت بی‌کران حق تعالی قرار داده است؛ و این همان روح توکل عاشقانه است.

 

💚 مناجات شعبانیه / 8

🔸إِلٰهِى کَیْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِکَ بِالْخَیْبَةِ مَحْرُوماً وَقَدْ کانَ حُسْنُ ظَنِّى بِجُودِکَ أَنْ تَقْلِبَنِى بِالنَّجاةِ مَرْحُوماً ؟! إِلٰهِى وَقَدْ أَفْنَیْتُ عُمْرِى فِى شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْکَ، وَأَبْلَیْتُ شَبابِى فِى سَکْرَةِ التَّباعُدِ مِنْکَ . إِلٰهِى فَلَمْ أَسْتَیْقِظْ أَیَّامَ اغْتِرارِى بِکَ، وَرُکُونِى إِلىٰ سَبِیلِ سَخَطِکَ

🔹ترجمه
معبودم! چگونه از نزد تو با ناکامی و محرومیت بازگردم، در حالی که خوش‌گمانی‌ام به بخشش تو این بوده که مرا آمرزیده و رهانیده بازگردانی؟
معبودم! عمرم را در شدتِ غفلت از تو سپری کردم، و جوانی‌ام را در مستیِ دوری از تو فرسوده ساختم.
معبودم! در روزگار فریب‌خوردنم به حلم و مهلتت بیدار نشدم، و آنگاه که به راهی تکیه کرده بودم که به خشم تو می‌انجامد، از خواب غفلت برنخاستم.

🔸شرح کوتاه
در این بخش، بنده با حالتی آمیخته از امید و اعتراف سخن می‌گوید. اول می‌گوید: خدایا، من با امید به رحمتت آمده‌ام؛ چطور ممکن است ناامید برگردم؟ بعد صادقانه اعتراف می‌کند که عمرش را در غفلت گذرانده و جوانی‌اش را در دوری از خداوند تلف کرده است. او می‌گوید حتی وقتی خدا به او مهلت می‌داد و فوراً مجازاتش نمی‌کرد، این حلم الهی را اشتباه فهمید و بیدار نشد. بلکه بر راهی قدم زد که پایانش خشم الهی بود. این جملات، اعترافی صریح به کوتاهی‌هاست، اما در بستر امید.

🔹شرح عرفانی
سالک می‌داند که امیدش به خدا نه بر اساس شایستگی عمل خود، بلکه بر پایه‌ جود و توجه پیشین اوست. اما همزمان، اعتراف می‌کند که عمر خود را در شدت غفلت از خدا سپری کرده و جوانی خود را در مستی دوری از حق فرسوده ساخته است. 
عمیق‌ترین بخش این قسمت، آگاهی به «اغترار» و «رکون» است و بیانگر فریب خوردن سالک از نعمت و حلم الهی است؛ همان استدراجی که تأخیر عقوبت گاه باعث اطمینان کاذب می‌شود و سالک نمی‌فهمد که این مهلت، لطف است نه رضایت کامل.
به بیان دیگر، عمیق‌ترین جمله: «اغتراری بک» است؛ یعنی فریب خوردن از حلم خدا. در نگاه عرفانی، از بزرگ‌ترین حجاب های سالک، امنیت کاذب در سایه‌ تأخیر عقوبت است. خدا می‌پوشاند، مهلت می‌دهد، اما سالک آن را رضایت می‌پندارد. اینجا آغاز بیداری است؛ فهم این‌که حلم، رضایت نیست. پس این فراز، اعتراف به غفلت عاشقی است که تازه فهمیده تأخیر عتاب، نشانه رضایت نبوده، بلکه فرصت بازگشت بوده است.

 

💚 مناجات شعبانیه / 9

🔸إِلٰهِى وَأَنَا عَبْدُکَ وَابْنُ عَبْدِکَ قائِمٌ بَیْنَ یَدَیْکَ، مُتَوَسِّلٌ بِکَرَمِکَ إِلَیْکَ . إِلٰهِى أَنَا عَبْدٌ أَتَنَصَّلُ إِلَیْکَ مِمَّا کُنْتُ أُواجِهُکَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْیائِى مِنْ نَظَرِکَ، وَأَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْکَ إِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِکَرَمِکَ . إِلٰهِى لَمْ یَکُنْ لِى حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِکَ إِلّا فِى وَقْتٍ أَیْقَظْتَنِى لَِمحَبَّتِکَ، وَکَما أَرَدْتَ أَنْ أَکُونَ کُنْتُ فَشَکَرْتُکَ بِإِدْخالِى فِى کَرَمِکَ، وَ لِتَطْهِیرِ قَلْبِى مِنْ أَوْساخِ الْغَفْلَةِ عَنْکَ 

🔹ترجمه
معبودم! من بنده‌ تو و فرزند بنده‌ توام؛ در پیشگاهت ایستاده‌ام و به کرم تو، به سوی خودت توسل می‌جویم.
معبودم! من بنده‌ای هستم که از کم‌حیایی و بی‌توجهی‌ای که در برابر نگاه تو داشتم، به تو پناه می‌برم و خود را مبرا می‌کنم، و از تو آمرزش می‌طلبم؛ زیرا عفو، وصف کرم توست.
معبودم! مرا هیچ نیرو و توانی نبود که با آن از نافرمانی تو روی بگردانم، مگر در آن هنگام که مرا برای محبتت بیدار کردی؛ و همان‌گونه که تو خواستی باشم، چنان شدم. پس تو را سپاس می‌گویم که مرا در حریم کرم خود وارد ساختی و دلم را از آلودگی‌های غفلت از تو پاک گردانیدی.

🔸شرح کوتاه
در این فراز، بنده با نهایت فروتنی و البته معرفت درست عرض می کند: من بنده‌ توام و هیچ پناهی جز خودت ندارم، حتی برای بازگشت هم به کرم تو تکیه می‌کنم. بعد اعتراف می‌کند که در برابر نگاه خدا شرم کافی نداشته و همین بی‌حیایی سبب لغزش‌هایش بوده است. او می‌گوید اگر از گناه بیرون آمدم، از قدرت خودم نبود؛ تو مرا بیدار کردی و به محبتت کشاندی. در پایان، خدا را شکر می‌کند که او را وارد فضای کرامت خود کرده و دلش را از غفلت پاک ساخته است. یعنی توبه و بیداری را هم لطف خدا می‌داند، نه هنر خودش.

🔹شرح عرفانی
سالک برای رسیدن به خداوند، به صفتی از خود خداوند تمسک می‌کند؛ یعنی هیچ سرمایه‌ای از خود ندارد. این نهایت فقر وجودی است.
سپس سالک ریشه گناه را کشف می‌کند. ریشه، نه صرفاً عمل نادرست، بلکه فقدان حضور قلب در برابر نظر الهی است. در عرفان، حیا ثمره شهود حضور است؛ و بی‌حیایی نتیجه حجاب.
و عمیق‌ترین بخش، «لم یکن لی حول… إلا فی وقت أیقظتنی لمحبتک» است؛ این اعتراف به این‌که خروج از معصیت نیز فعل مستقل بنده نیست، بلکه نتیجه‌ بیدارسازی الهی است. سالک می‌فهمد که محبت، علت بیداری است و بیداری، علت توبه. در این مقام، بنده نه تنها از گناه، بلکه از دعوی استقلال در توبه نیز تبرّی می‌جوید.

 

💚 مناجات شعبانیه / 10

🔸 إِلٰهِى انْظُرْ إِلَىَّ نَظَرَ مَنْ نادَیْتَهُ فَأَجابَکَ، وَاسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِکَ فَأَطاعَکَ، یَا قَرِیباً لَایَبْعُدُ عَنِ الْمُغْتَرِّ بِهِ، وَیا جَواداً لَایَبْخَلُ عَمَّنْ رَجا ثَوابَهُ . إِلٰهِى هَبْ لِى قَلْباً یُدْنِیهِ مِنْکَ شَوْقُهُ، وَ لِساناً یُرْفَعُ إِلَیْکَ صِدْقُهُ، وَنَظَراً یُقَرِّبُهُ مِنْکَ حَقُّهُ . إِلٰهِى إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِکَ غَیْرُ مَجْهُولٍ، وَمَنْ لاذَبِکَ غَیْرُ مَخْذُولٍ، وَمَنْ أَقْبَلْتَ عَلَیْهِ غَیْرُ مَمْلُوکٍ [مَمْلُولٍ]؛

🔹ترجمه
معبودم! به من بنگر، آن‌گونه که به بنده‌ای نگریستی که او را خواندی و او پاسخت داد، و به یاری خویش به کارش گماشتی و او فرمانت برد.
ای نزدیکى که از فریفته‌شدگان به خود دور نمی‌شوی، و ای بخشنده‌ای که از کسی که به پاداشت امید بسته دریغ نمی‌ورزی!
معبودم! به من دلی عطا کن که اشتیاقش او را به تو نزدیک سازد، و زبانی که راستی‌اش به سوی تو بالا رود، و دیده‌ای که حقیقتش او را به تو نزدیک گرداند.
معبودم! آن‌که به تو شناخته شد، ناشناخته نمی‌ماند؛ و آن‌که به تو پناه آورد، خوار نمی‌شود؛ و آن‌که تو به او روی آوری، درمانده و وانهاده نخواهد بود.
(در برخی نسخه‌ها «مَمْلُوک» آمده و در برخی «مَمْلُول»؛ اگر «مملوک» باشد یعنی اسیر و مقهورِ غیر نمی‌گردد، و اگر «مملول» باشد یعنی دچار ملال و دل‌زدگی نمی‌شود.)

🔸شرح کوتاه
در این فراز، بنده از خدا می‌خواهد با نگاهی خاص به او بنگرد؛ نه نگاه صرفِ آفرینش، بلکه نگاه لطفی که موجب بیداری و اجابت می‌شود. می‌گوید: مرا همچون کسانی قرار ده که دعوتت را شنیدند و پاسخ دادند، و با یاری تو به عمل صالح توفیق یافتند. یعنی هم دعوت از توست، هم اجابت با توفیق تو، و هم اطاعت با مدد تو.
سپس سه عطیه اساسی طلب می‌کند: دلِ مشتاق، زبانِ صادق و نگاهِ حق‌بین. دل باید کشش به سوی خدا داشته باشد؛ زبان باید راستگو و هماهنگ با حقیقت باشد؛ و نگاه باید حق را ببیند، نه باطل را. در پایان، سه اطمینان می‌دهد: هرکس خدا را بشناسد گم‌نام نمی‌شود؛ هرکس به او پناه ببرد خوار نمی‌گردد؛ و هرکس مورد اقبال الهی قرار گیرد، دیگر گرفتار بندگی غیر یا ملال و سرگشتگی نخواهد شد.

🔹شرح عرفانی
در این فراز، سالک می‌خواهد مشمول نگاه سازنده‌ای شود که انسان را از حالت عادی به مقام اجابت و اطاعت می‌رساند. در عرفان، این نگاه همان تجلّی عنایت است؛ عنایتی که ابتدا بنده را می‌خواند، سپس توان پاسخ‌گویی می‌دهد، و آنگاه او را در مسیر طاعت به کار می‌گیرد. بنابراین حرکت سالک از خود او آغاز نمی‌شود، بلکه از لطف پیشین الهی سرچشمه می‌گیرد.
در ادامه، درخواست دلِ مشتاق، زبانِ صادق و نگاهِ حق‌بین، در واقع طلب هماهنگی همه قوا با جهت توحیدی است. دل باید با شوق حرکت کند، زبان باید با صدق بالا رود، و نگاه باید حقیقت را ببیند؛ یعنی تمام وجود انسان یک‌پارچه رو به سوی حق تعالی شود. 
در نگاه عرفانی، هرکس به واسطه اتصال به حقیقت الهی شناخته شود، هویت واقعی می‌یابد؛ پناه بردن به او عزت می‌آورد؛ و روی‌آوری او به بنده، انسان را از بند وابستگی‌های پست و فرسودگی روحی آزاد می‌کند. این همان انتقال از خودمحوری به خدامحوری و از پراکندگی به حضور و از کثرت به وحدت است.

 

💚 مناجات شعبانیه / 11

🔹إِلٰهِى إِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِکَ لَمُسْتَنِیرٌ، وَ إِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِکَ لَمُسْتَجِیرٌ، وَقَدْ لُذْتُ بِکَ یَا إِلٰهِى فَلا تُخَیِّبْ ظَنِّى مِنْ رَحْمَتِکَ، وَلَا تَحْجُبْنِى عَنْ رَأْفَتِکَ . إِلٰهِى أَقِمْنِى فِى أَهْلِ وِلایَتِکَ مُقامَ مَنْ رَجَا الزِّیادَةَ مِنْ مَحَبَّتِکَ . إِلٰهِى وَأَلْهِمْنِى وَلَهاً بِذِکْرِکَ إِلىٰ ذِکْرِکَ، وَهِمَّتِى فِى رَوْحِ نَجاحِ أَسْمائِکَ وَمَحَلِّ قُدْسِکَ . إِلٰهِى بِکَ عَلَیْکَ إِلّا أَلْحَقْتَنِى بِمَحَلِّ أَهْلِ طاعَتِکَ، وَالْمَثْوَى الصَّالِحِ مِنْ مَرْضاتِکَ، فَإِنِّى لَاأَقْدِرُ لِنَفْسِى دَفْعاً، وَلا أَمْلِکُ لَها نَفْعاً 

🔸ترجمه
معبودم، هر کس با تو راه را برگزیند، بی‌تردید راهش روشن است؛ و هر که به تو چنگ زند و پناه آورد، در پناه توست. من نیز به تو پناه آورده‌ام؛ پس گمان نیکم را به رحمتت ناامید مکن و میان من و رأفتت حجابی میفکن.
معبودم، مرا در میان اهل ولایتت جای ده؛ در جایگاه آنان که امیدِ افزونیِ محبت تو را دارند. 
معبودم، شیفتگیِ پیوسته به یادت را به من الهام کن و همّت مرا در نسیمِ جان‌بخشِ کامیابیِ نام‌هایت و در حریم قدست قرار ده.
معبودم، به‌حق خودت بر خودت، مرا به جایگاه اهل طاعتت و به منزلگاه شایسته‌ای از خشنودی‌ات برسان؛ چرا که من نه توان دفع زیانی از خود دارم و نه مالک رساندن سودی به خویشم.

🔹شرح کوتاه
در این قسمت دعا، بنده ابتدا یک اصل را بیان می‌کند: هر کس خدا را راه و تکیه‌گاه خود قرار دهد، از تاریکی نجات می‌یابد و در امنیت قرار می‌گیرد. سپس می‌گوید من هم چنین کرده‌ام؛ پس مرا ناامید مکن و از مهربانی‌ات دورم مساز.
سپس درخواست بالاتری مطرح می‌کند و می‌خواهد در جمع دوستان و نزدیکان الهی قرار گیرد؛ کسانی که محبت خدا در دلشان رو به افزایش است. سپس از خداوند می‌خواهد دلش پیوسته مشتاق یاد او باشد و هدف زندگی‌اش رسیدن به رضایت الهی گردد.
در پایان اعتراف می‌کند که انسان به تنهایی نه می‌تواند زیانی را از خود دور کند و نه سودی را برای خود تضمین نماید؛ پس همه چیز وابسته به لطف و اراده الهی است.

🔸شرح عرفانی
این فراز، حرکت از «هدایت» به «ولایت» و از «پناه» به «قرب» را ترسیم می‌کند. ابتدا سالک روشنایی راه را در نسبت با حق می‌بیند؛ یعنی نورانیت نه از خودش، بلکه از اتصال او به مبدأ نور است. سپس مرحله بالاتری را طلب می‌کند: قرار گرفتن در جرگه اولیای الهی؛ جایی که رابطه، از صرف نجات یافتن به محبت و رشد در محبت تبدیل می‌شود. درخواست الهامِ شیفتگی به ذکر، نشان‌دهنده طلب «ذکر وجودی» است؛ ذکری که از زبان فراتر می‌رود و به حالت دائمی دل بدل می‌شود. همّتِ مستقر در ساحت قدس نیز اشاره به جهت‌گیری کامل اراده انسان به سوی حقیقت متعالی دارد. در نهایت، اعتراف به ناتوانی مطلق نفس، نفی هرگونه استقلال وجودی است؛ سالک می‌فهمد که سود و زیان، طاعت و قرب، همگی در مدار فیض الهی تحقق می‌یابد و او جز فقر محض چیزی در اختیار ندارد.

 

💚 مناجات شعبانیه / 12

🔸إِلٰهِى أَنَا عَبْدُکَ الضَّعِیفُ الْمُذْنِبُ، وَمَمْلُوکُکَ الْمُنِیبُ فَلاٰ تَجْعَلْنِى مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَکَ، وَحَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِکَ . إِلٰهِى هَبْ لى کَمالَ الانْقِطاعِ إِلَیْکَ، وَأَنِرْ أَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِیاءِ نَظَرِها إِلَیْکَ، حَتَّىٰ تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلىٰ مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ، وَتَصِیرَ أَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِکَ. إِلٰهِى وَاجْعَلْنِى مِمَّنْ نادَیْتَهُ فَأَجابَکَ، وَلاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِکَ، فَناجَیْتَهُ سِرّاً وَعَمِلَ لَکَ جَهْراً

🔹ترجمه
معبودم، من بنده ضعیف و گنهکار توام، و مملوکِ بازگشته به سوی تو؛ پس مرا از کسانی قرار مده که رویت را از آنان برگردانده‌ای و غفلتشان میان آنان و عفو تو پرده انداخته است.
معبودم، کمالِ بریدن از غیر و پیوستنِ یکسره به خودت را به من ببخش، و دیدگانِ دل‌های ما را با نورِ نگاه به سوی خودت روشن ساز؛ تا آن‌گاه که چشمانِ دل، پرده‌های نورانی را بشکافد و به سرچشمه عظمت برسد، و ارواح ما تماماً آویخته‌ و وابسته به عزّت قدس تو گردد.
معبودم، مرا از کسانی قرار ده که چون آنان را خواندی پاسخت دادند، و چون بر آنان نظر افکندی، از هیبتِ جلال تو مدهوش شدند؛ پس در نهان با آنان راز گفتی و آنان آشکارا برای تو عمل کردند.

🔸شرح کوتاه 
در این بخش دعا که از مهمترین فرازهای مناجات است، بنده ابتدا با اعتراف به ضعف و گناه خود، بر بندگی و بازگشتش به سوی خداوند تأکید می‌کند و می‌خواهد که او را از کسانی قرار ندهد که به سبب غفلت، از رحمت و بخشش محروم شده‌اند. سپس درخواست می‌کند که خداوند دلش را کاملاً متوجه خود سازد و نور معرفت را در قلبش بتاباند؛ نوری که باعث می‌شود انسان از ظواهر عبور کند و به حقیقت عظمت الهی نزدیک شود. در پایان، دعا می‌کند که در شمار بندگان خاصی باشد که دعوت الهی را لبیک گفته‌اند، در برابر جلال او فروتن و بی‌خود شده‌اند، در باطن با خدا راز دارند و در ظاهر زندگی‌شان را در مسیر اطاعت او سامان داده‌اند.
کوتاه اینکه: آغاز با ضعف بنده، اوج گرفتن با کمال انقطاع، و فرود آمدن با انجام وظیفه (عمل لک جهراً). این یعنی عرفان فقط گوشه‌نشینی نیست، بلکه به عمل ختم می‌شود.

🔹شرح عرفانی
سالک خود را ضعیف و خطاکار می‌بیند، اما در عین حال بازگشته و رو به خدا دارد. خطر اصلی، نه صرف گناه، بلکه غفلت است؛ زیرا غفلت دل را از جریان عفو جدا می‌کند. 

فراز «إِلٰهِى هَبْ لى کَمالَ الانْقِطاعِ إِلَیْکَ...» بسیار مهم و مشهور است. فشرده‌ترین دستورالعملِ سیر و سلوک عرفانی برای رسیدن به مقام «فناء فی الله» است که در آن سالک با کمال انقطاع، تمام پیوندهای قلبی خود را از ماسوی‌الله (حتی خویشتنِ خویش) می‌برد تا با کنار رفتن حجاب‌های ظلمانی، نور بصیرت بر دلش بتابد؛ اما اوج عرفان در اینجاست که او طلب می‌کند حتی از حجاب‌های نورانی نیز عبور کرده و آن‌ها را پاره کند تا بی‌واسطه به معدن عظمت یا همان ذات اقدس الهی واصل شود، حالتی که در آن روح تمام استقلال و مَنیّت خود را از دست داده و صرفاً آویخته و فانی در عزت و قدس خداست، به‌گونه‌ای که دیگر جز او چیزی نمی‌بیند.

انسانی که دعوت را می‌شنود و پاسخ می‌دهد، در برابر تجلی جلال الهی از خود تهی می‌شود، در باطن اهل مناجات و در ظاهر اهل عمل است. «ناجَیْتَهُ سِرّاً وَعَمِلَ لَکَ جَهْراً» همان مقام «بقاء بعد از فناء» است. سالک پس از آنکه در برابر خدا، بی‌خود و فانی شد، دوباره به هوش می‌آید اما این بار با وجودی الهی و ربانی.

 

💚 مناجات شعبانیه / 13

🔸إِلٰهِى لَمْ أُسَلِّطْ عَلىٰ حُسْنِ ظَنِّى قُنُوطَ الْأَیاسِ، وَلَا انْقَطَعَ رَجائِى مِنْ جَمِیلِ کَرَمِکَ . إِلٰهِى إِنْ کانَتِ الْخَطایَا قَدْ أَسْقَطَتْنِى لَدَیْکَ فَاصْفَحْ عَنِّى بِحُسْنِ تَوَکُّلِى عَلَیْکَ . إِلٰهِى إِنْ حَطَّتْنِى الذُّنُوبُ مِنْ مَکارِمِ لُطْفِکَ فَقَدْ نَبَّهَنِى الْیَقِینُ إِلىٰ کَرَمِ عَطْفِکَ . إِلٰهِى إِنْ أَنامَتْنِى الْغَفْلَةُ عَنِ الاسْتِعْدادِ لِلِقائِکَ فَقَدْ نَبَّهَتْنِى الْمَعْرِفَةُ بِکَرَمِ آلائِکَ 

🔹ترجمه
معبودم هرگز نومیدیِ یأس‌آور را بر خوش‌گمانی‌ام [به تو] چیره نساختم، و هرگز رشته‌ امیدم از زیبایی کَرَمَت گسسته نشد.
معبودم، اگر خطاها مرا از چشم تو انداخته (و نزدت بی‌آبرو کرده) است، پس به پاس حُسنِ توکّلم بر تو، از من درگذر.
معبودم، اگر گناهان، مرا از جایگاه والای لطف تو فرود آورده است، اما یقینم [به رحمتت] مرا به کَرَم محبت و عطوفتت آگاه ساخته است.
معبودم، اگر غفلت، مرا از آمادگی برای دیدارت به خواب برده است، اما شناخت نعمت‌های کریمانه‌ات مرا بیدار کرده است.

🔸شرح کوتاه
در این فراز، بنده می‌گوید با وجود گناهانش، هرگز امیدش به لطف و کرم خداوند را از دست نداده و اجازه نداده ناامیدی زیاد بر دلش چیره شود. او می‌پذیرد که خطاها ممکن است جایگاهش را پایین آورده باشد، اما به پشتوانه اعتماد و توکلش به خداوند، طلب بخشش می‌کند.
سپس بیان می‌کند که اگر گناهان سبب سقوط شده‌اند، در مقابل، یقین به مهربانی خدا او را متوجه و هوشیار ساخته است. و اگر غفلت باعث شده برای دیدار الهی آماده نباشد، شناخت نعمت‌ها و بزرگواری‌های خداوند دوباره او را بیدار کرده است. یعنی میان سقوط و بیداری، همیشه رشته‌ای از امید و آگاهی وجود دارد.

🔹شرح عرفانی
سالک می‌داند که گناه، انسان را پایین می‌آورد، اما نومیدی را بزرگ‌ترین خطر می‌بیند؛ زیرا نومیدی بریدن از سرچشمه فیض است. بنابراین خوش‌گمانی به حق را سرمایه اصلی خود می‌داند.
در این سیر، گناه عامل سقوط است، اما یقین و معرفت عامل بیداری. یقین، انسان را متوجه مهربانی فراگیر الهی می‌کند و معرفت، او را از خواب غفلت بیرون می‌آورد. اینجا تقابل میان «غفلت» و «معرفت» شکل می‌گیرد؛ غفلت خواب است و معرفت بیداری.
این دعا می‌آموزد که زیبایی کرم خدا (جمیل کرمک) همیشه از زشتی خطای بنده بزرگ‌تر است. در واقع، معرفت به صفات جمالیه حق، چنان نیروی محرکه‌ای ایجاد می‌کند که سالک را از بستر غفلت برمی‌خیزاند و از درکات سقوط به ملکوت قرب می‌رساند.

الهی چون در تو نگرم از جمله تاجدارانم و تاج بر سر و چون در خود نگرم از جملهٔ خاکسارانم و خاک بر سر.

 

💚 مناجات شعبانیه / 14

🔸إِلٰهِى إِنْ دَعانِى إِلَى النَّارِ عَظِیمُ عِقابِکَ فَقَدْ دَعانِى إِلَى الْجَنَّةِ جَزِیلُ ثَوابِکَ . إِلٰهِى فَلَکَ أَسْأَلُ وَ إِلَیْکَ أَبْتَهِلُ وَأَرْغَبُ، وَأَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تَجْعَلَنِى مِمَّنْ یُدِیمُ ذِکْرَکَ، وَلَا یَنْقُضُ عَهْدَکَ، وَلَا یَغْفُلُ عَنْ شُکْرِکَ، وَلَا یَسْتَخِفُّ بِأَمْرِکَ .
إِلٰهِى وَأَلْحِقْنِى بِنُورِ عِزِّکَ الْأَبْهَجِ فَأَکُونَ لَکَ عارِفاً، وَعَنْ سِواکَ مُنْحَرِفاً، وَمِنْکَ خائِفاً مُراقِباً، یَا ذَا الْجَلالِ وَالْإِکْرامِ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَآلِهِ الطَّاهِرِینَ وَسَلَّمَ تَسْلِیماً کَثِیراً.

🔹ترجمه 
معبودم، اگر بزرگی کیفر تو مرا به سوی آتش می‌خواند، فراوانی پاداش تو نیز مرا به سوی بهشت دعوت می‌کند.
معبودم، تنها از تو درخواست می‌کنم، و به پیشگاهت زاری می‌کنم و به سوی تو رغبت دارم؛ و از تو می‌خواهم که بر محمد و خاندان محمد درود فرستی، و مرا از کسانی قرار دهی که پیوسته تو را یاد می‌کنند، پیمانت را نمی‌شکنند، از سپاست غافل نمی‌شوند و فرمانت را سبک نمی‌شمارند.
معبودم، مرا به نور پرشکوه و وجدآور عزّتت ملحق ساز، تا تو را بشناسم و از هر چه جز توست روی بگردانم، و در برابر تو بیمناک و همواره مراقب باشم، ای صاحب بزرگی و بزرگواری. و درود و سلام فراوان خدا بر محمد، فرستاده‌اش، و خاندان پاک او باد.

🔸شرح کوتاه 
در این فراز، بنده در توازن میان «بیم» و «امید» گام برمی‌دارد؛ اگر عدالت و کیفر الهی هشداردهنده است، فضل و رحمت او نیز شوق‌آفرین است. این تعادل، روح را از رکود و ناامیدی رها می‌کند.
سپس سالک از خدا چهار رکن بندگی را می‌طلبد: ذکر مدام، وفای به عهد، شکر پیوسته و سبک نشمردن فرمان حق.
در پایان، تمنای پیوستن به «نور عزت» مطرح می‌شود؛ نوری که ثمره‌اش معرفت شهودی، گسستن از تعلقات غیرخدا و زندگی در حالت مراقبت و مسئولیت‌پذیری دائمی است.

🔹شرح عرفانی
سالک میان هیبت جلال و جاذبه جمال حرکت می‌کند؛ نه خود را ایمن می‌بیند و نه مأیوس می‌شود. این بیداری، مقدمه خروج از غفلت است.
درخواست «ذکر مداوم»، طلب حضور قلب است. مشکل انسان «فراموشی» است؛ یاد مستمر، حجاب‌ها را می‌درد و به عمل، استقامت می‌بخشد. وفای به پیمان و شکر، نشانه‌ بلوغ اراده در برابر نعمت و تکلیف است.
«الحاق به نور عزت»، طلب نوعی بینش درونی و فایق آمدن بر ذلت وابستگی‌هاست. «عزت» نفوذناپذیری است؛ یعنی بنده چنان غرق در عظمت حق شود که غیر خدا در او راه نیابد. نتیجه این نور، «انحراف از ماسوی الله» (روی‌گردانی از کثرت) و رسیدن به وحدت است.
خوف و مراقبت در پایان دعا، نشانه کمال معرفت است. سالک هرچه خدا را بیشتر می‌شناسد، نسبت به ساحت قدس او حساس‌تر و در مراقبت از حریم بندگی کوشاتر می‌شود.

الهی! اگر «یا الله» گفتن‌های ما در میان واژه‌ها چنین شیرین و دلنشین است، تماشای حقیقت تو در آینه‌ جان چه لذتی دارد! 
الهی! ما را از مجاز به حقیقت برسان.

 

💚 پایان مناجات شعبانیه 💚

 


دیدگاه‌ها

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

وحید واحدجوان

*محقق حوزه علمیه قم
*عضو هیئت علمی دانشگاه تهران

دسته‌بندی
آخرین مطلب
پربیننده ترین مطالب
پیوندها
بایگانی